![]() |
![]() |
|
| خدایا آنکه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت در تنها ترین تنهاییش تنهای تنهایش مزار |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم دی 1387ساعت 13:30 توسط ساحل تنها |
|
مسافر را بگو تا بار بر گیرد
چراغی در افقهای نهاده پشت سر، روشن نخواهد
شد اگر چه بر فرا راه تو، در آن سوی بی
سویی
کسی فانوس بر درگاه خانه بر نخواهد
کرد مسافر را بگو راه سفر گیرد.
سخن با خار دامن گیر کوتاه است بلند
وپست، خم در خم، خطوط تشنه ی راه است مسافر
را بگو بی توشه
برخیزد.
کسی از ساحل طوفان زده رازی نخواهد
گفت غریب
خفته را گو که
دیگر گاه، بیگاه است. باید رفت...باید رفت........ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 13:6 توسط ساحل تنها |
|
|
ما را دوروزه ، دوری دیدار
میکشد
زهریست این که اندک و بسیار میکشد عمرت دراز باد که ما را فراق
تو
خوش میبرد به زاری و خوش زار
میکشد
مجروح را جراحت و بیمار را
مرض
عشاق را مفارقت یار
میکشد
آنجا که حسن دست به تیغ کرشمه
برد
اول جفا کشان وفادار
میکشد
وحشی چنین کشنده بلایی که هجر
اوست
ما را هزار بار نه یک بار
میکشد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 12:52 توسط ساحل تنها |
|
|
تو بارش غروری و و بهانه ی ترانه ای ... منم غریب و بر لبم نوای عاشقانه ای تو شور پر کشیدنی در امتداد آرزو ، من آن سکوت ممتدم غمین نشسته در گلو تویی خجسته فال و پرم ز التهاب و تب ... تو از نژاد برتری من از تبار تار شب تو نور مطلقی ومن در انزوا نشسته ام تو جلوه ی زمانه ای من از زمانه خسته ام به رقص دیده میکنی تو با دل زمینی ام ؟؟؟ تو آسمانی ومگر توانی همنشینی ام؟ تو را قسم به عاشقی ، دگر مبر قرار من ... در اوجی و نشسته ای آیا به انتظار من؟ اگر چه دل سپرده ام به گرمی نگاه تو ... نمانده مامنی مرا به جز پناه دل تو ولی من و وصال تو؟؟؟ چه خواب شاعرانه ای!!! تو و دل شکسته ام ... چه سهم ظالمانه ای!!! چگونه من صدا کنم تو را بهشت آرزو ؟؟؟ در این جهنم زمین در این سرای فتنه جو؟؟؟؟ قسم به سوز نار و نی،قسم به عشق وفاصله اگر که رو نمی کنم زبی وفایت گله برو... ولی بدون تو چه حاصل از نفس مرا؟ برای رستن از زمین همین بهانه بس مرا برو... ولی نظر مکن دگر به دیده ی ترم! نه... اینچنین نرو... بمان ... چگونه از تو بگذرم؟؟؟ به خاطر وصال من دگر تو در زمین نمان اگر بنا به رفتن است مرا ببر به آسمان... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:16 توسط ساحل تنها |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 18:37 توسط ساحل تنها |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 18:17 توسط ساحل تنها |
|
|
هرگزدستی رو نگیر؛وقتی میدونی تو دوراهی زندگی قراره ازش جداشی... هرگزبه کسی نگوتنهااوست توقلبت؛ وقتی کسه دیگه ایی رو دوست داری.... هرگزبه چشمی نگاه نکن ؛ وقتی می خوای بهش دروغ میگی..... وبلاخره هرگزسلامی نده ؛ وقتی میدونی که خداحافظی درپیشه.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 18:10 توسط ساحل تنها |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 18:22 توسط ساحل تنها |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 18:21 توسط ساحل تنها |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 18:20 توسط ساحل تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
می نویسم " د ی د ا ر "تو اگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار....
|
| پیوندهای روزانه |
|
آدرس دیگر وبلاگ بلاگفا دات کام فال حافظ جت فارسی گوگل یاهو آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مرداد 1386 |
| پیوندها |
|
افسوس تبلیغات رایگان تبلیغات رایگان 2 |
|
RSS
|